اسم

کلند

(کُ یا کَ لَ) (اِ.)
۱- آلتی که بدان زمین را کَنَند، کلنگ.
۲- هر چیز ناتراشیده.
۳- چوبی که بر قلاده سگ بندند.

    کلنده

    (کَ لَ دَ یا دِ) (اِ.) چوبکی باشد که یک سر آن را به دول آسیا به طوری نصب کنند که از گردش سنگ آسیا آن چوبک حرکت کند و از دول کم کم دانه در آسیا رود؛ لکلکه.

      کلندی

      (کَ لَ)
      ۱- (ص نسب.) منسوب به کلند.
      ۲- کلندگر.
      ۳- (اِمر.) زمین سخت و درشت.

        کلنگ

        (کُ لَ) (اِ.)
        ۱- آلت آهنی نوک تیز که از آن برای کندن جاهای سفت زمین استفاده می‌کنند.
        ۲- دُرنا.

          کلنی

          (کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) سرزمینی که گروهی از جای دیگر بدان جا کوچ کنند. مهاجرنشین، مستعمره.

            کله

            (کُ لَ یا لِ) (ص.)
            ۱- کوتاه، ناقص.
            ۲- بی دم، بی دسته.
            ۳- (اِ.) شرم مرد، ذکر.

              کلمن

              (کَ مَ) [ معر. ] (اِ.) صورت چهارم از صور هشتگانه ابجدی.

                کلمن

                (کُ مَ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجاری یخدان.

                  پیمایش به بالا