اسم

کله

(کَ لَّ یا لُِ) (اِ.)
۱- سر، رأس (اعم از انسان یا حیوان).
۲- هر چیز گرد.
۳- هوش، عقل.
۴- جمجمه (جانوری).
۵- ویژگی آجری که از عرض چیده شده باشد ؛ ~ی کسی بوی قرمه سبزی دادن کنایه از: توقعات و انتظارات فزون تر از حد خود در سر پروراندن، داخل سیاست شدن و سخنان ضد حکومت گفتن. ؛ ~ی کسی گرم شدن کنایه از: مست شدن. ؛پس ~ی کسی زدن کنایه از: کسی را به کاری واداشتن.

    کله

    (کِ لَّ) [ ع. کله ] (اِ.) روپوش، پشه بند، سایبان، ج. کِلَل.

      کله

      (کَ لَ یا لِ) (اِ.)
      ۱- رخساره، روی، چهره.
      ۲- گوی که در وقت خندیدن بر دو طرف روی پیدا شود.

        کله

        (کَ یا کِ لِ) (اِ.)
        ۱- بخیه کردن خیاط جامه را.
        ۲- هر مرتبه‌ای که سوزن را بر جامه فرو برند و برآرند.

          کله

          (کَ لِ) (اِ.)
          ۱- اجاق.
          ۲- دیگدان.

            کله پاچه

            (~. چِ) (اِمر.) نوعی غذا که از کله و پاچه چهارپایان حلال گوشت به ویژه گوسفند تهیه می‌شود.

              کلو

              (کُ) (اِ.)
              ۱- رییس محله، کلانتر.
              ۲- رییس هر صنف از کسبه.

                کلنجار

                (کَ لَ) (اِ.) برخورد همراه با تلاش، مبارزه و کشمکش با کسی یا چیزی.

                  پیمایش به بالا