اسم

کلاک

(کَ) (اِ.)
۱- دشت و صحرا که در آن زراعت نشده باشد.
۲- تارک سر، میان سر.

    کلاک

    (~.) (اِ.) = کولاک:
    ۱- موج بزرگ دریا.
    ۲- طوفان.

      کلال

      (کَ) (اِ.) تارک سر، بالای پیشانی.

        کلاله

        (کُ لِ) (اِ.)
        ۱- موی پیچیده و مجعد.
        ۲- برجستگی بالای مادگی گیاه.

          کلاله

          (کَ لَ یا لِ) [ ع. کلاله ] (اِ.) کسی که نه فرزند دارد نه پدر.

            کلام

            (کَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- سخن، حرف.
            ۲- جمله‌ای که مفید فایده یا خبری باشد به نحوی که چون گوینده خاموش شود، شنونده در انتظار نماند.

              کلانتری

              (~.) (اِمر.) اداره‌ای است تابع سازمان نیروی انتظامی که حفظ نظم و قانون در بخشی از شهر را به عهده دارد.

                پیمایش به بالا