اسم

کلاف

(کَ) (اِ.) کلافه، کلابه، نخ یا ابریشم که دور چرخه پیچیده باشند. ؛ ~ سر در گم کنایه از: رشته‌ای که نتوان آن را به آسانی گشود.

    کلاجو

    (کَ) (اِ.) پیاله، پیاله شراب خوری یا قهوه خوری.

      کلاچ

      (کِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی در اتومبیل برای قطع یا وصل کردن نیرو از موتور به جعبه دنده که توسط پدالی در زیر پای راننده صورت می‌گیرد.

        کلاژ

        (کُ) [ فر. ] (اِ.) فن چسبانیدن قطعه‌های کاغذ رنگی، پارچه، چرم، چوب و مانند آن برای ساختن یک تصویر.

          کلاژه

          (کَ) (اِ.)
          ۱- احول، لوچ.
          ۲- عکه، کلاغ پیسه، پرنده‌ای سیاه و سفید از جنس کلاغ.

            کلاسه

            (کِ س) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- آن چه در رده‌ها یا طبقه‌های مشخص مرتب و دسته بندی شده باشد، رده بندی شده، طبقه بندی. (فره).
            ۲- نمره پشت پرونده.

              پیمایش به بالا