اسم

کل کل

(کَ کَ) (اِ.) بیهوده گویی، هرزه گویی.

    کلاپشت

    (کُ پُ) (اِمر.) جامه‌ای سیاه و سبز که آن را از پشم گوسفند بافند و تا زیر کمر را بگیرد و آن جامه مازندرانیان و گیلانیان بود.

      کلاپیسه

      (کَ سَ یا س) (اِمر.) تغییر حالت چشم در اثر خشم یا لذت بسیار (مثلاً وقت جماع) و یا به جهت ضعف و سستی.

        کلات

        (کَ) [ طبر. ] (اِ.) قلعه یا ده بزرگی که بر سر کوه و یا پشته بلندی ساخته باشند.

          کک

          (~.) (اِ.) = کرک: ماکیانی که از تخم کردن باز مانده و مست شده باشد.

            کفگیر

            (کَ) (اِ.) قاشق بزرگ سوراخ دار که به کمک آن کف روی غذا را می‌گیرند یا با آن غذا را می‌کشند.

              کفگیرک

              (کَ رَ) (اِمصغ.) نوعی بیماری پوستی شبیه به کُورک.

                پیمایش به بالا