اسم

کفپوش

(کَ) (اِ.) پوشش زینتی یا بهداشتی، معمولاً پیش ساخته برای کف یک محوطه، بویژه کف بنای سر پوشیده.

    کفت

    (کِ) (اِ.) کتف، شانه، سردوش.

      کفتار

      (کَ) (اِ.) جانوری است درنده و مرده خوار و قوی جثه شبیه سگ.

        کفاره

        (کَ فّ رِ) [ ع. کفاره ] (اِ.) صدقه، چیزی که با آن گناه را جبران کنند.

          کفاف

          (کَ) [ ع. ] (اِ.) آن اندازه روزی و قوت که انسان را بس باشد.

            کفال

            (کَ) (اِ.) یکی از انواع ماهی‌ها که در سال‌های اخیر در بحر خزر به تکثیر آن پرداخته‌اند.

              کفانه

              (کَ نِ) (اِ.) بچه‌ای که نارس از شکم مادر بیفتد.

                کشیش

                (کِ) (اِ.) روحانی مسیحی، کسی که مقامش بالاتر از شمّاس و پایین تر از اسقف است.

                  کشیک

                  (کِ) [ تر. ] (اِ.) پاسبانی، نگهبانی.

                    پیمایش به بالا