اسم

کستل

(کُ تَ) (اِ.) جعل، حشره‌ای سیاه و پردار.

    کسته

    (کُ تَ یا تِ)
    ۱- (اِمف.) کوفته، کوفته شده.
    ۲- (اِ.) غله کوفته که هنوزش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشند.
    ۳- گیاه سرخ مرد، عصی الراعی، هفت بند.

      کستی

      (کُ تِ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- کُشتی.
      ۲- زنار و ریسمانی که ترسایان و هندوان و زرتشتیان بر کمر بندند.

        کسر

        (کَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.)شکستن، شکستگی، رخنه، شکاف.
        ۲- (اِ.) حرکت زیر و کسره.
        ۳- عددی که کمتر از واحد صحیح باشد.

          کسره

          (کَ رِ) [ ع. کسره ] (اِ.) حرکت زیر حرف.

            کسره

            (کِ رَ) [ ع. کسره ] (اِ.) تکه‌ای از چیز شکسته. ج. کسرات.

              کژه

              (کَ ژَ یا ژِ) (اِ.) = کژک. کجک:
              ۱- قلاب عموماً (مخصوصاً قلاب قناره قصابان که بر آن گوشت آویزند).
              ۲- گوشت پاره‌ای که در ابتدای حلق محاذی بیخ زبان آویخته ؛ لهاه.

                کژور

                (کَ ژُ) (اِ.) ریشه گیاه زرنباد که بسیار تلخ است.

                  کژین

                  (کَ) (اِمر.) جامه‌ای که درون آن را با ابریشم می‌انباشتند و روز جنگ می‌پوشیدند.

                    پیمایش به بالا