اسم

کبوتر

(کَ تَ) (اِ.) پرنده‌ای است حلال گوشت که دارای قدرت پرواز زیاد است و انواع گوناگون دارد، کفتر. ؛ ~ با ~باز با باز دستور مجالست با هم خوی و هم زبان.

    کبرا

    (کُ) [ ع. ] (اِ.) نوعی مار سمّی از تیره کفچه ماران بومی افریقا و آسیا، مار عینکی.

      کبره

      (کَ بَ رِ) (اِ.) سفت شدن پوستِ بعضی از قسمت‌های بدن.

        کبار

        (کَ) (اِ.) = کباره. کواره: سبدی که چوب و علف و هیزم و مانند آن از صحرا آورند.

          کبال

          (کَ) (اِ.) ریسمانی که از لیف خرما تابیده شده باشد.

            کبالت

            (کُ) [ فر. ] (اِ.) فلزی سفید و مایل به قرمز، سخت و شکننده.

              پیمایش به بالا