اسم

کبال

(کَ) (اِ.) ریسمانی که از لیف خرما تابیده شده باشد.

    کبالت

    (کُ) [ فر. ] (اِ.) فلزی سفید و مایل به قرمز، سخت و شکننده.

      کبد

      (کَ بَ) (اِ.) = کبید: ماده‌ای که با آن لحیم کنند، لحام.

        کبد

        (کَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جگر، جگر سیاه.

          کبر

          (کَ) [ معر. ] (اِ.) خفتان، لباس جنگ.

            پیمایش به بالا