اسم

وشاح

(و یا وُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- حمایل، پارچه رنگین و زینت شده‌ای که به شانه و پهلو حمایل کنند.
۲- شمشیر، کمان. ج. وشائح.

    وشاق

    (وُ) [ تر. ] (اِ.) خدمتکار، غلامی که هنوز صورتش مو درنیاورده.

      وسع

      (وُ) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) قدرت، توانایی.
      ۲- (اِ مص.) فراخی، گشایش.

        وسعت

        (وُ عَ) [ ع. وسعه ] (اِمص.)
        ۱- گشادگی، گشادی.
        ۲- فراخی، پهنه.

          وسمه

          (وَ مِ) [ ع. وسمه ] (اِ.) گیاهی است با برگ‌هایی شبیه برگ مورúد که پس از رسیدن سیاه می‌شود و از آن برای رنگ کردن ابرو استفاده می‌کردند.

            وسمه جوش

            (~.) [ ع – فا. ] (اِ.) ظرفی که وسمه را در آن می‌جوشانند.

              وسن

              (وَ سَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- خواب، چرت.
              ۲- نیاز، حاجت. ج. اوسان.

                وسپوهر

                (وَ) (اِ.) = وسپور. واسپور: عنوان شاهزادگان و نجبای اشکانی و ساسانی.

                  پیمایش به بالا