قولنج
(لِ) [ معر. ] (اِ.) گرفتگی، گرفتگی عضلات.
[ معر. ] (اِ.) قسمتی از روده فراخ که شامل سه بخش صاعد و افقی و نازل است. قولون صاعد در طرف راست شکم بالای روده و قولون نازل در سمت چپ به طرف پایین میرود. قولون افقی دنباله قولون صاعد است و به طور افقی در زیر معده قرار دارد.
(قُ یَّ) [ ع. قومیه ] (اِمص.) اشتراک گروهی از مردم در تاریخ و زبان و آداب و رسوم که عامل پیوند و اتحاد بین آنان است.
(قُ وِّ) [ ع. قوه ] (ا ِ.)
۱- نیرو، انرژی، قدرت.
۲- آمادگی ذهنی، استعداد.
۳- هر کدام از تواناییهای ذهنی یا جسمی انسان.
۴- از نظر سیاسی هر یک از سه نهاد حکومتی: قوه مقننه، قضاییه و مجریه.
[ تر. ] (اِ.)
۱- ظرفی برای نگه داری یا حمل چیزی به شکل هندسی منظم با ته مسطح.
۲- جعبه، به ویژه جعبه کوچک. ؛توی ~ هیچ عطاری پیدا نشدن بسیار عجیب و غیرمنتظره بودن.
(قُ قُ) (اِ.) = ققسی: هر یک از برچههای میوه انار را گویند که به وسیله پرده نازک سفید رنگ سلولزی احاطه شده و از برچه مجاور مجزا شدهاست و حاوی دانههای انار است، یک تکه انار پوست کنده.