اسم

قولنج

(لِ) [ معر. ] (اِ.) گرفتگی، گرفتگی عضلات.

    قولون

    [ معر. ] (اِ.) قسمتی از روده فراخ که شامل سه بخش صاعد و افقی و نازل است. قولون صاعد در طرف راست شکم بالای روده و قولون نازل در سمت چپ به طرف پایین می‌رود. قولون افقی دنباله قولون صاعد است و به طور افقی در زیر معده قرار دارد.

      قوم

      [ ع. ] (اِ.)
      ۱- زین پوش.
      ۲- نیی که میان آن کاواک نباشد.

        قوم

        (قُ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- گروه مردم.
        ۲- خویشاوندان. ج. اقوام.

          قوش

          [ تر. ] (اِ.) از مرغ‌های شکاری دارای نوک خمیده و محکم و پنجه‌های قوی.

            قوصره

            (قَ صَ رَ) [ ع. قوصره ] (اِ.) زنبیل، سبدی که در آن خرما ریزند.

              قوچ

              [ تر. ] (اِ.) گوسفند شاخ دار.

                قورباغه

                (غِ)(اِ.) جانور دوزیست از تیره غوکان، معمولاً آبزی که دم و گردن ندارد دارای پوست صاف و دست و پای پره دار با جهش سریع.

                  پیمایش به بالا