اسم

قهوه

(قَ وِ) [ ع. ] (اِ.) نوشیدنی که از جوشاندن ساییده دانه‌های بو داده درخت قهوه به دست می‌آید.

    قهوه چی

    (~.) [ ع – تر. ] (اِفا.) آن که قهوه – خانه را اداره می‌کند، آبدارچی.

      قندز

      (قُ دِ) [ معر. ] (اِ.) کهن دژ، قلعه قدیمی و مستحکم.

        قندیل

        (قِ یا قَ) [ معر. ] (اِ.) شمع و چراغ. ج. قنادیل.

          قنطار

          (قَ) [ معر. ] (اِ.)
          ۱- وزنی در حدود صد رطل.
          ۲- مال بسیار و پوست گاو که پر از زر باشد.

            قنطر

            (قِ طِ) [ ع. ] (اِ.)۱ – بلا، سختی.
            ۲- فاخته.

              قنطره

              (قَ طَ رِ) [ ع. قنطره ] (اِ.) پل. ج. قناطر.

                قنفذ

                (قُ فُ) [ ع. ] (اِ.) خارپشت. ج. قنافذ.

                  قنق

                  (قُ نُ) [ تر. = قونوق ] (اِ.) مهمان، مسافر.

                    پیمایش به بالا