اسم

قماش

(قُ) [ ع. ] (اِ.)۱ – خرده ریز از هر چیزی.
۲- رخت، کالا، اسباب خانه.
۳- در فارسی، پارچه، پارچه نخی.

    قماط

    (قِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- ریسمانی که با آن دست و پای گوسفند را بندند.
    ۲- پارچه عریضی که کودک را بدان پیچند.

      قلم

      (قَ لَ) [ معر – یو. ] (اِ.)
      ۱- هر ابزاری که با آن بنویسند.
      ۲- نی تراشیده که با آن بنویسند. ؛ ~ به تخم چشم زدن کنایه از: کار نویسندگی یا قلم زنی کردن.

        قلم مو

        (~.) [ معر. فا. ] (اِمر.) قلم مودار مخصوص رنگ، روغن که نقاشان به کار برند و آن انواع مختلف دارد.

          قلم نی

          (~. نِ) (اِمر.) قلمی که از ساقه نی تراشند و برای خوش نویسی به کار برند.

            قلمرو

            (~. رُ) [ معر – فا. ] (اِمر.) مملکت، حوزه فرمانروایی، حوزه عمل.

              Scroll to Top