اسم

قلیان

(قَ) [ ع. غلیان ] (اِ.) وسیله‌ای برای دود کردن تنباکو.

    قلیه

    (قَ یَ یا یِ) [ ع. قلیه ] (اِ.) پاره‌ای گوشت، قطعه‌ای گوشت.
    ۲- حبوبات و سبزی.

      قلمرو

      (~. رُ) [ معر – فا. ] (اِمر.) مملکت، حوزه فرمانروایی، حوزه عمل.

        قلمستان

        (قَ لَ مِ) [ معر. فا. ] (اِمر.) زمینی که در آن قلمه‌های درخت را کارند تا از چوب آن‌ها بعداً استفاده کنند.

          قلمکار

          (~.) [ معر – فا. ] (اِمر.) پارچه‌ای که با آلات چوبی دستی روی آن نقش و نگار چاپ کرده باشند.

            قلم

            (قَ لَ) [ معر – یو. ] (اِ.)
            ۱- هر ابزاری که با آن بنویسند.
            ۲- نی تراشیده که با آن بنویسند. ؛ ~ به تخم چشم زدن کنایه از: کار نویسندگی یا قلم زنی کردن.

              Scroll to Top