اسم

قلم نی

(~. نِ) (اِمر.) قلمی که از ساقه نی تراشند و برای خوش نویسی به کار برند.

    قلمرو

    (~. رُ) [ معر – فا. ] (اِمر.) مملکت، حوزه فرمانروایی، حوزه عمل.

      قلج

      (قُ) (اِ.) چهارپایی (اسب، استر، خر) که دو پایش از هم جدا و دور باشد و مهره‌های زانوهایش نزدیک و به هم پیوسته، چنان که هنگام راه رفتن برهم ساید.

        قلزم

        (قُ زُ) [ ع. ] (اِ.) رود بزرگ، دریای پرآب.

          قلع

          (~.) [ ع. قلعی ] (اِ.) ارزیز؛ فلزی است قابل تورق، نرم و نقره‌ای رنگ.

            قلعه

            (قَ عَ یا عِ) [ ع. قلعه ] (اِ.) دژ، حصار. ج. قلاع.

              قلق

              (قِ لِ) [ تر. ] (اِ.) عادت مخصوص، خوی خاص.

                پیمایش به بالا