اسم

قلق

(قُ لُ) [ تر. ] (اِ.) رشوه، باج.

    قلک

    (قُ لَّ) (اِ.) = غلک: ظرفی که کودکان پول خود رادر آن اندازند، جمع کنند.

      قلبه

      (قُ بِ) (اِ.) چوبی که گاوآهن را به آن ببندند و به گردن گاو بگذارند.

        قلت

        (قِ لَّ) [ ع. قله ] (اِمص.)۱ – کمی، اندکی.
        ۲- ندرت، نادری.

          قلتاق

          (قَ) [ تر. ] (اِ.) بخشی از زین اسب که از چوب سازند، چوب زین.

            قلاده

            (قَ دَ یا دِ) [ ع. قلاده ] (اِ.)
            ۱- گردن بند.
            ۲- زنجیری که بر گردن حیوانات یا مجرمین می‌بندند.
            ۳- واحدی برای شمارش گربه س انان.

              پیمایش به بالا