قضاوت
(قَ وَ) [ ع. قضاوه ]
۱- (مص ل.) حکم کردن.
۲- (اِمص.) داوری.
(قَ) [ ع. ] (اِ.) استخوانی است پهن و میانی که در جلو استخوان بندی قفسه سینه واقع است. طولش در حدود ۲۰ سانتیمتر و به شکل خنجر است و دارای یک دسته و یک تنه و یک انتها است که به زایده خنجری موسوم است. استخوان جناغ، عظم قص، جناغ سینه.
(قَ صَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نی، هر گیاهی که ساقه آن مانند نی میان تهی باشد.
۲- یک نوع پارچه ظریف که از کتان میبافتهاند.
۳- آبراهه آب و اشک.
۴- مروارید تر و آب دار.