قسیم
(قَ س) [ ع. ]
۱- (ص.) جمیل، زیبا.
۲- بخش کننده.
۳- (اِ.) نصیب، بهره.
(قُ عَ رَ یا رِ) [ ع. قشعریره ]
۱- (مص ل.) ناگاه مو بر بدن خاستن از احساس مکروهی یا از تصور آن.
۲- جمع شدن پوست بدن.
۳- (اِمص.) لرزش، لرزه، لرز.
(قَ قِ یا قَ) [ ع. قشقه ] (اِ.)
۱- تیرگی نشان پیشانی اسب.
۲- در فارسی: نشانی که کافران بر پیشانی کنند از زعفران و صندل و غیره.
(قَ گَ) (اِ.)
۱- خفتان، لباس جنگ.
۲- نهالی، توشک. کژاغند و قزاگند و کزاگند و کجاکند نیز گفته میشود.