اسم

قرموت

(قُ) [ تر. ] (اِ.) مخلوطی از کاه و جو و یونجه که به اسب دهند.

    قرن

    (قَ رْ) [ ع. ] (اِ.) یک دوره صد ساله. ج. قرون.

      قرن

      (~.) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- شاخ، سرون.
      ۲- تندی سر مردم که به منزله جای سرون جانور است، زبر سر.
      ۳- گیسو، موی بافته.
      ۴- نوک مو.
      ۵- سر کوه.
      ۶- کرانه قرص آفتاب و بالای آن.
      ۷- آن چه نخست پیدا شود از شعاع آفتاب.
      ۸- رئیس قوم، مهتر.

        قرن

        (قَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- شتری که آن را با شتر دیگر به هم بسته باشند.
        ۲- ریسمانی که با آن دو شتر ببندند.
        ۳- ترکش.
        ۴- شمشیر.
        ۵- تیز.

          قرناق

          (قُ یا قِ) [ تر. ] (اِ.) خدمتکار، کنیزک. ج. (به سیاق فارسی) قرناقان.

            قرنطینه

            (قَ رَ نِ) [ فر. ] (اِ.) جایی که به علت شیوع بیماری مورد محافظت قرار می‌گیرد و ورود و خروج افراد کنترل می‌شود.

              قرعه

              (قُ عِ) [ ع. قرعه ] (اِ.) آنچه که با آن فال بزنند.

                قرفه

                (قِ فَ یا فِ) [ ع. قرفه ] (اِ.)
                ۱- پوست درخت و جز آن.
                ۲- پوست درختی است شبیه به دارچین، دارچین.

                  قرق

                  (قُ رُ) [ تر. ] (اِ.)جایی که مخصوص اشخاص خاصی باشد و از ورود دیگران به آنجا جلوگیری شود.

                    پیمایش به بالا