اسم

قرعه

(قُ عِ) [ ع. قرعه ] (اِ.) آنچه که با آن فال بزنند.

    قرفه

    (قِ فَ یا فِ) [ ع. قرفه ] (اِ.)
    ۱- پوست درخت و جز آن.
    ۲- پوست درختی است شبیه به دارچین، دارچین.

      قرق

      (قُ رُ) [ تر. ] (اِ.)جایی که مخصوص اشخاص خاصی باشد و از ورود دیگران به آنجا جلوگیری شود.

        قرقی

        (قِ) [ تر. ] (اِ.) باز، پرنده شکاری.

          قرلی

          (قِ رِ) [ ع. ] (اِ.) پرنده‌ای است کوچک و ماهی خوار از راسته سبکبالان که در حواشی رودخانه‌ها و مرداب‌ها می‌زید. پنجه‌هایش مانند پنجه مرغابی جهت شنا در آب به وسیله پرده‌ای به هم مربوط است. در حدود ۹۰ گونه از این پرنده شناخته شده که همه متعلق به نواحی گرم اروپا و آسیا و آفریقا هستند، ابوالرقص.

            قرص

            (قُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- آنچه دارای شکلی کمابیش شبیه دایره‌است: قرص ماه.
            ۲- ماده دارویی جامد قالبی در وزن‌ها و اندازه‌های مختلف.

              قرض

              (قَ رْ) [ ع. ] (اِ.) وام، بدهی. ج. قروض.

                Scroll to Top