اسم

قرار

(قَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پابرجا شدن، آرام گرفتن.
۲- (اِمص.) پایداری، استواری.
۳- (اِ.) صبر، شکیبایی.
۴- عهد، پیمان.
۵- حکم موقت.

    قذال

    (قَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- پس سر.
    ۲- بناگوش.

      قذر

      (قَ ذَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) پلید گردیدن.
      ۲- (اِمص.) پلیدی.
      ۳- (اِ.) چرک.
      ۴- غایط. ج. اقذار.

        قذی

        (قَ ذا) [ ع. ] (اِ.) خاشاک ج. اقذاء.

          قراب

          (~.) [ ع. ] (اِ.) غلاف شمشیر، نیام.

            قراب

            (قَ رّ) [ ازع. ] (اِ.) ظرف شیشه‌ای، قرابه.

              قدومه

              (قُ دُّ مَُ یا مِّ) (اِ.) گیاهی است از تیره صلیبیان که علفی است و دارای گل‌های کوچک و زرد رنگ می‌باشد و معمولاً در کنار جاده‌ها روییده می‌شود. در این گیاه اسانس گوگردداری وجود دارد. دانه‌های آن به عنوان ضد اسکوربوت و مدر و خلط آور به صورت شربت یا دم کرده مصرف می‌شود و بیشتر در موارد گرفتگی صدا و بیماری‌های حنجره و غیره به کار می‌رود. میوه این گیاه خورجین است.

                پیمایش به بالا