اسم

قراول

(قَ وُ) [ تر. ] (اِ.) نگهبان، دیدبان، پاسدار، مستحفظ.

    قراول خانه

    (~. نِ) [ تر – فا. ] (اِمر.)
    ۱- مکانی بلند قریب یک فرسنگ بیرون شهر که شب و روز سربازان در آن مراقب بودند و چون سپاه دشمن را از دور می‌دیدند برای اطلاع مردم شهر آتش روشن می‌کردند یا به وسیله‌ای آنان را آگاه می‌ساختند.
    ۲- اطاقی که قراولان یک واحد نظامی در آن مستقرند، پاسدارخانه.

      قرابه

      (قَ رَّ بِ) [ ع. ] (اِ.) شیشه شراب، صراحی.

        قراثا

        (قَ) [ ع – فا. ] (اِ.) بهترین قسم خرما است.

          قراح

          (قَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- آب صاف پاکیزه که چیزی با وی نیامیخته باشد.
          ۲- زمین بی آب و گیاه.

            قرار

            (قَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) پابرجا شدن، آرام گرفتن.
            ۲- (اِمص.) پایداری، استواری.
            ۳- (اِ.) صبر، شکیبایی.
            ۴- عهد، پیمان.
            ۵- حکم موقت.

              قراسنقر

              (قُ سُ قُ) [ تر. ] (اِمر.) یکی از گونه‌های سنقر که سیاه رنگ است کنایه از:
              ۱- شب، لیل.
              ۲- غلام ترک.

                پیمایش به بالا