اسم

قد

(قَ دّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- اندازه.
۲- قامت، بالا، برز. ؛ ~ُ نیم قد بزرگ و کوچک.

    قداره

    (قَ دّ رِ) [ معر. ] (اِ.) جنگ افزاری شبیه شمشیر پهن و کوتاه. ؛ ~بستن برای کسی کنایه از: قصد جان کسی را داشتن.

      قداست

      (ق سَ) [ ع. ] (اِ.) وضع یا کیفیت مقدس بودن.

        قدح

        (قَ دَ) [ ع. ] (اِ.) کاسه. ج. اقداح.

          قدر

          (قَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- سرنوشت، تقدیر.
          ۲- توانایی، قدرت.

            قتق

            (قَ تِ) [ تر. ] (اِ.) = قاتق:
            ۱- ماست و کشک.
            ۲- ترشی ای که در آش کنند و نانخورش سازند.

              قتلگاه

              (قَ) [ ع – فا. ] (اِ.) جای کشته شدن، جای کشتار.

                قحط

                (قَ) [ ع. ] (اِمص.)
                ۱- خشکسالی، بی – حاصلی.
                ۲- نایابی.

                  پیمایش به بالا