اسم

قحف

(قِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- کاسه سر. ج. اقحاف.
۲- کاسه چوبی، کشکول.

    قد

    (~.) [ ع. ] (اِ.) پوست بزغاله.

      قپوز

      (قُ پُ) [ تر. ] (اِ.) = قوپوز: آلتی موسیقی از ذوات الاوار و آن سازی بود مرکب از یک قطعه چوب مجوف بر شکل عودی کوچک، دارای پنج وتر.

        قت

        (قَ) [ ع. ] (اِ.) یونجه، اسپست تر یا خشک.

          قبوض

          (قُ) [ ازع. ] (اِ.) جِ قبض ؛ رسیدها.

            قبول

            (قَ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) پذیرفتن.
            ۲- (اِ مص.) پذیرایی، پذیرش.

              قبیل

              (قَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- جماعت، گروه.
              ۲- گونه، ن وع. مثل: از این قبیل کتاب‌ها.

                قبیله

                (قَ لَ یا لِ) [ ع. قبیله ] (اِ.) طایفه، گروه. ج. قبایل.

                  پیمایش به بالا