اسم

قاذوره

(رَ یا رِ) [ ع. قاذوره ] (اِ.)
۱- پلیدی، نجاست.
۲- بدخو. ج. قاذورات.

    قارچ

    (اِ.) گیاهی ست چتری شکل که برگ و ریشه ندارد و هر دو نوع سمی و خوراکی آن وجود دارد.

      قارع

      (ر ِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- کوبنده در و مانند آن.
      ۲- فال زننده به قرعه.

        قارعه

        (رِ عِ یا عَ) [ ع. قارعه ]
        ۱- (اِفا.) مؤنث قارع.
        ۲- سختی، داهیه.
        ۳- (اِ.) رستاخیز، قیامت.

          قاپی

          [ تر. ] (اِ.) = قاپو. قپو: دروازه، در بزرگ.

            قاتمه

            (مَ یا مِ) [ تر. ] (اِ.)
            ۱- موی دم و یال اسب و استر.
            ۲- رشته و طنابی که از موی دم و یال اسب و استر بافند؛ بزمو، تاب.

              پیمایش به بالا