اسم

فله

(فَ لُِ) (اِ.) اجناسی که به صورت کیلویی و غیر بسته بندی فروخته شود.

    فله

    (فَ لَ یا فُ لَّ) (اِ.) آغوز، شیر اول گاو یا گوسفند پس از زاییدن.

      فلوت

      (فُ) [ فر. ] (اِ.) از سازهای بادی شبیه به نی که دهنی ندارد و نفس نوازنده از راه سوراخی که در کنار سر لوله تعبیه شده وارد ساز می‌شود.

        فلوت

        (فُ لُ) [ فر. ] (اِ.) مجموع کشتی‌های جنگی یک دولت ؛ ناوگان.

          فلورن

          (فُ لُ رَ) (اِ.) قطعه‌ای مسکوک (سابقاً از طلا و امروزه از نقره)، واحد پول در هلند.

            فلشک

            (فِ لِ) (اِ.) کوزه‌ای که برای کودکان نقاشی کنند.

              فلفل

              (فِ لْ فِ) (اِ.) = پلپل: گیاهی است بالارونده و دارای ریشه‌های ساقه خیز و کوتاه که میوه آن ادویه‌ای است با طعم تند و سوزنده.

                فلانل

                (فِ نِ) [ فر. ] (اِ.) پارچه‌ای لطیف و سبک که از پنبه یا پشم بافند.

                  فلج

                  (فَ لْ) (اِ.) قفل، زنجیر پشت در.

                    Scroll to Top