فرث
(فَ) [ ع. ] (اِ.) سرگین در شکنبه.
(فِ سُ نِ) [ انگ. ] (اِ.) شبکههای وسیعی از جمعیت اخوت پنهانی در سراسر جهان که خود را معتقد به قدرتی ماورای طبیعی، کتابی آسمانی، اطاعت از قانون کشور، برادری جهانی، آزادی و بردباری فکری میدانند ولی به خاطر مشهور بودن به توطئه، جاسوسی و زد و بند سیاسی در اغلب کشورها غیرقانونی شناخته شدهاند. نظر به این که کلمه «فراماسون» فرانسوی و «فرامیسن» انگلیسی لفظی و معنوی با کلمه «فراموشی» رابطه دارد، در ایران این انجمن را «فراموشخانه» نامیدهاند.
(فُ نِ) [ ع. ] (اِ.) معرب پروانک.
۱- سیاه گوش، حیوانی که همراه شیر حرکت میکند و با صدای خود جانوران را از آمدن شیر باخبر میکند.
۲- راهنما و پیش رو لشکر.