اسم

فتوت

(فُ تُ وَّ) [ ع. فتوه ] (اِمص.)
۱- جو ا نی.
۲- جوانمردی، کرم، بخشندگی. ؛ ~نامه کتابی که در آن اصول و آداب فتوت نوشته شده‌است.

    فتوح

    (فُ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) به دست آمدن غیر منتظره چیزی.
    ۲- (اِمص.) گشایش.
    ۳- گشایش حالی که به سالک در مراحل سلوک دست دهد.
    ۴- (اِ.) نذر، مال یا چیزی که نذر عارف و سالک کنند.

      فتوح

      (~.) [ ع. ] (اِ.) جِ فتح ؛ پیروزی‌ها، گشایش‌ها.

        فتوحات

        (~.) [ ع. ] (اِ.) جِ فتوح.
        ۱- پیروزی -‌ها، فتح‌ها.
        ۲- شهرهایی که با جنگ تصرف شده‌است.

          فتحه

          (فَ حِ) [ ع. فتحه ] (اِ.) علامت حرکت فتح که بالای حرف گذاشته می‌شود، زبر؛ ج. فتحات.

            فتال

            (فَ یا فِ)
            ۱- (اِمص.) از هم گسستن، بریدن.
            ۲- شکستن.
            ۳- در ترکیب با برخی واژه‌ها معنای از هم پاشنده، پراکنده کننده می‌دهد.

              پیمایش به بالا