فتوت
(فُ تُ وَّ) [ ع. فتوه ] (اِمص.)
۱- جو ا نی.
۲- جوانمردی، کرم، بخشندگی. ؛ ~نامه کتابی که در آن اصول و آداب فتوت نوشته شدهاست.
(فُ تُ وَّ) [ ع. فتوه ] (اِمص.)
۱- جو ا نی.
۲- جوانمردی، کرم، بخشندگی. ؛ ~نامه کتابی که در آن اصول و آداب فتوت نوشته شدهاست.
(فُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به دست آمدن غیر منتظره چیزی.
۲- (اِمص.) گشایش.
۳- گشایش حالی که به سالک در مراحل سلوک دست دهد.
۴- (اِ.) نذر، مال یا چیزی که نذر عارف و سالک کنند.
(فَ یا فِ)
۱- (اِمص.) از هم گسستن، بریدن.
۲- شکستن.
۳- در ترکیب با برخی واژهها معنای از هم پاشنده، پراکنده کننده میدهد.