اسم فایض (یِ) [ ع. فائض ] ۱- (اِفا.) فیض دهنده، فیض رساننده. ۲- (اِ.) آبی که پس از از پُر شدن ظرف از اطراف آن فرو میریزد.
اسم فاعل فایقه (یِ قِ) [ ع. فائقه ] (اِفا.) مؤنث فائق، زنی که از حیث جمال بر همگان برتری داشته باشد. ؛ احترامات ~ احترامات عالیه.
اسم مصدر فتا (فَ) [ ع. فتاء ] ۱- (مص ل.)جوان شدن. ۲- کَرَم کردن. ۳- (اِمص.) جوانی. ۴- کَرَم، جوانمردی.