اسم

غوشه

(شَ یا ش) (اِ.) نوعی از طعام که آن را ترینه سازند.

    غوطه

    (غَ وْ طَ) [ ع. ] (اِ.) زمین پست و هموار.

      غورگاه

      (غَ وْ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
      ۱- جای فرو رفتن آب، محل غور.
      ۲- جای نهان شدن.
      ۳- منزل، جایگاه.

        غورمگس

        (مَ گَ) (اِ.) مگس‌های سبزرنگی که بر روی اجساد و بقایای حیوانات خصوصاً بر روی خون‌های خارج شده از بدن حیوانات پس از ذبح آن‌ها زندگی می‌کنند.

          غوزه

          (زِ) [ معر. ] (اِ.)
          ۱- غلاف پنبه.
          ۲- غلاف و پوست بعضی گیاهان مانند شقایق، خشخاش.

            غوش

            (اِ.)
            ۱- سرگین حیوانات.
            ۲- نوعی چوب محکم که از آن زخمه می‌ساختند.

              غوش

              (اِ.) = گوش:
              ۱- گوش، اذن.
              ۲- جایی از آلات موسیقی ذوات الاوتار که روده یا سیم بدان بندند.

                پیمایش به بالا