اسم مصدر غفر (غَ فْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) پوشاندن، چیزی را پوشاندن. ۲- (اِمص.) چشم پوشی از گناه، آمرزیدن.
اسم غضاره (غَ رَ یا رِ) [ ع. غضاره ] (اِ.) ۱- سفال سبزی است که برای دفع چشم زخم به کار برند؛ طین حر. ۲- کاسه بزرگ ؛ ج. غضائر (غضایر).
اسم مصدر غضاضت (غَ ضَ) [ ع. غضاضه ] (اِمص.)۱ – فرو خوابانیدن چشم. ۲- تر و تازه شدن. ۳- تازه روی شدن. ۴- خواری. ۵- نقصان.