اسم

غرر

(غَ) [ ع. ] (اِ.) خانه نیین و خانه مسقف به چوب، خانه تابستانی.

    غرشمال

    (غِ رَ) (اِ. ص.) = قرشمال:
    ۱- کولی.
    ۲- کنایه از: خوش بنیه، لوند.

      غرض

      (غَ رَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) مشتاق شدن.
      ۲- (اِمص.) آ رزومندی.
      ۳- (اِ.) هدف، نشانه تیر.
      ۴- هدف، مقصود.
      ۵- اراده، قصد.
      ۶- دشمنی، قصد بد.

        غرغر

        (غَ غَ) (اِ.) گلو، ابتدای گلو از طرف دهان.

          غرغره

          (غَ غَ رِ)(اِ.) = قرقره:چرخی که ریسمان دور آن پیچیده می‌شود برای بالا کشیدن چیزی.

            غرچه

            (~.)
            ۱- (ص.) اهل غرجستان.
            ۲- (اِ.) نوایی است در موسیقی قدیم.

              غرد

              (غَ) [ ع. ] (اِ.) خانه نیین، خانه مسقف به چوب، خانه تابستانی.

                پیمایش به بالا