وتر
(وَ یا وِ) [ ع. ]
۱- (ص.) فرد، تنها، طاق.
۲- (اِ.) عدد طاق.
۳- کینه. ج. اوتار.
(وِ تُ) [ فر. ] (اِ.) مخالف، امتناع. ؛حق ~ حقی که به دولتی داده شود مبنی بر رد پیشنهاد دول هم پیمان.
(بُ) [ انگ. ] (اِمر.) اسبابی به صورت صفحهای سفید(از جنس پلاستیک، پشم شیشه و مانند آن) که میتوان روی آن با ماژیک مخصوص آن مطلبی را نوشت که به راحتی قابل پاک کردن میباشد.