غاز
(اِ.)
۱- چاک، شکاف.
۲- پنبه، وصله.
۳- پنبه حلاجی شده.
(اِ.) مرغی است شبیه مرغابی امابزرگ تر از آن با گردنی دراز و وزنی حدود ۱۲ کیلوگرم که مانند مرغابی و اردک غذایش را در آب جستجو میکند. ؛ ~ چراندن کنایه از: بر اثر بیکاری وقت خود را بیهوده تلف کردن.
(بَ) (اِمر.) واحدی برای مسکوک در عهد صفویه و آن را «پول» هم میگفتند و از مس سکه زده میشد و ده غاز بیکی معادل یک شاهی بودهاست.