(صّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- انباشته، پُر. ۲- گروه بسیاری از مردم که یک جا گِرد هم آیند.
(ص) [ ع. ] (اِفا.) غصب کننده.
[ مغ. ] (اِ.) بی التفاتی ؛ مق. سیور غامیشی.
(فِ) [ ع. ] (اِفا.) از نامهای خداوند به معنای آمرزنده گناه.
(فِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- ناآگاه، بی خبر. ۲- نادان، بی خرد.
(اِ.) زاغچه.
(س) [ ع. ] ۱- (اِفا.) تاریک شونده. ۲- (اِ.)ماه. ۳- شب تاریک.
(اِ.) = غاوش: ۱- خیار بزرگی که برای تخم نگاه دارند. ۲- خوشه انگور نارسیده ؛ غوره.
(اِ.) ۱- چاک، شکاف. ۲- پنبه، وصله. ۳- پنبه حلاجی شده.
(اِ.) نیاز، حاجت.