اسم

عین الیقین

(عَ نُ لْ یَ قِ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- پی بردن به ماهیت چیزی یا دیدن آن چیز.
۲- نزد اهل تصوف مرحله دوم از یقین که صرفاً به سبب خلوص باطن سالک بسیاری از اسرار بر او هویدا می‌شود.

    عینک

    (عَ یا عِ نَ) [ ع – فا. ] (اِ.) یک جفت شیشه طبی که در قابی دارای دو دسته قرار گرفته، آن را به چشم می‌نهند برای کمک به چشم‌های ضعیف یا برای محافظت چشم در برابر نور شدید آفتاب.

      عیب

      (عَ یا ع) [ ع. ] (اِ.) نقص، نقیصه. ج. عیوب.

        عیبه

        (عَ یا ع بِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- کیسه چرمی.
        ۲- جامه دان.
        ۳- صندوق.

          عید

          (ع) [ ع. ] (اِ.) جشن، روز جشن، روزی که فرخنده و مبارک است.

            عورات

            (عَ وَ) [ ع. ] (اِ.) جِ عورت. پوشیده رویان، اهل حرم.

              عورت

              (عُ رَ) [ ع. عوره ] (اِ.)
              ۱- آلت تناسلی، شرمگاه.
              ۲- امری که انسان از آن شرم داشته باشد.

                عوسج

                (عَ یا عُ سَ) [ ع. ] (اِ.) خار درخت.

                  پیمایش به بالا