اسم یرغو (یَ) [ تر. ] (اِ.) ۱- عوارضی که برای رسیدگی به جرایم گرفته میشد (ایلخانان). ۲- سیاست. ۳- بازرسی، مجلس محاکمه.
اسم یرلیغ (یَ) [ تر. جغ. ] (اِ.) حکم و فرمان پادشاه. ؛ ~ خانی: فرمان پادشاه (ایلخانان و دورههای بعدی).
اسم مرکب یزدادی (یَ) (اِمر.) ۱- قلیه و قیمه را گویند که بعد از پخته شدن تخم مرغ بر بالای آن ریزند. ۲- کوفته که در آن تخم مرغ پخته باشد.