اسم

یشت

(یَ شْ) (اِ.)
۱- پرستش، ستایش.
۲- بخشی از اوستا در ستایش آفریدگار و امشاسپندان.

    یشک

    (یَ) (اِ.) دندان، دندان پیشین.

      یشم

      (یَ) (اِ.) یشپ ؛ از سنگ‌های معدنی گران بها به رنگ‌های سبز تیره و کبود.

        یعسوب

        (یَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- پادشاه زنبوران عسل.
        ۲- رییس بزرگ.

          یعقوب

          (یَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- کبک نر. ج. یعاقیب.
          ۲- پسر اسحق و پدر حضرت یوسف.

            یغلاوی

            (یَ) (اِ.)
            ۱- تابه کوچک دسته دار.
            ۲- کاسه کوچک دسته دار مخصوص غذا گرفتن سربازان.

              یغلغ

              (یَ لَ) [ تر. ] (اِ.) تیر پیکان دار.

                یسار

                (یَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- طرف چپ.
                ۲- چهره‌ای که د یدن آن نحوست و شومی می‌آورد.

                  پیمایش به بالا