اسم

یغلاوی

(یَ) (اِ.)
۱- تابه کوچک دسته دار.
۲- کاسه کوچک دسته دار مخصوص غذا گرفتن سربازان.

    یغلغ

    (یَ لَ) [ تر. ] (اِ.) تیر پیکان دار.

      یغما

      (یَ) [ تر. ] (اِ.)
      ۱- تاراج، غارت، چپاول.
      ۲- نام شهری در ترکستان که زیبارویان آن معروف بودند.

        یسر

        (~.) (اِ.)
        ۱- درخت محلب (آلبالوی تلخ) را گویند که از چوب آن سابقاً جهت ساختن مسواک برای شست و شوی دندان‌ها استفاده می‌کردند.
        ۲- چوب درخت بان را گویند که چون محکم و تیره رنگ و معطر است از آن جهت ساختن تسبیح و در منبت کاری استفاده می‌کنند.

          یسنا

          (یَ) (اِ.)
          ۱- پرستش، ستایش.
          ۲- یکی از بخش‌های اوستا که در هنگام مراسم مذهبی خوانده می‌شود.

            یشت

            (یَ شْ) (اِ.)
            ۱- پرستش، ستایش.
            ۲- بخشی از اوستا در ستایش آفریدگار و امشاسپندان.

              یشک

              (یَ) (اِ.) دندان، دندان پیشین.

                یرلیغ

                (یَ) [ تر. جغ. ] (اِ.) حکم و فرمان پادشاه. ؛ ~ خانی: فرمان پادشاه (ایلخانان و دوره‌های بعدی).

                  پیمایش به بالا