عقار
(عَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- اسباب و اثاث خانه.
۲- مِلک و زمین زراعتی. ج. عقارات.
(عَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) دریافتن، فهمیدن.
۲- (اِ.) نیروی ادراک. ؛~ کل بسیار دانا و خردمند. ؛~ سلیم اندیشه و دریافت انسان سالم و طبیعی. ؛~ کسی پاره سنگ برداشتن کنایه از: کم عقل و سبک مغز بودن. ؛~ مردم در چشمشان است کنایه از: ظاهربینی مردم.
(عَ قّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- درخت.
۲- گیاهی که برای مداوا به کار رود.
۳- ماده دارویی که به منظور معالجه مرضی تجویز گردد، دوا (مطلقاً)؛ ج. عقاقیر.
(عِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- ریسمانی که با آن زانوی شتر را میبندند.
۲- رشتهای که مردان عرب دور سر میبندند.