اسم

عفج

(عِ) [ ع. ] (اِ.) روده‌ای که طعام از معده در آن داخل گردد؛ ج. اعفاج.

    عقبه

    (عَ قَ بِ) [ ع. عقبه ] (اِ.)
    ۱- گردنه، راه سخت کوهستانی.
    ۲- کنایه از: کار سخت و دشوار. ج. عقبات.

      عطیه

      (عَ یِّ) [ ع. ] (اِ.) بخشش، چیزی که به کسی بخشیده شود.

        عظام

        (عِ) [ ع. ] (اِ.) جِ عَظúم ؛ استخوان‌ها.

          عظت

          (عِ ظَ) [ ع. عظه ]
          ۱- (مص م.) نصیحت کردن.
          ۲- (اِ.) نصیحت.

            عظم

            (عَ ظْ) [ ع. ] (اِ.) استخوان. ج. عظام.

              عظمت

              (عَ ظَ یا ظِ) [ ع. عظمه ] (اِمص.)
              ۱- بزرگی، بزرگواری.
              ۲- کبر، نخوت.

                پیمایش به بالا