عبادت
(عِ دَ) [ ع. عباده ]
۱- (مص م.) بندگی کردن و پرستیدن خدا.
۲- (اِمص.) پرستش، بندگی.
(یِ) [ ع. عائد ] (اِفا.)
۱- عیادت کننده.
۲- بازگردانده، آن چه که به کسی بازگردد از پول یا چیز دیگر.
(یِ) [ ع. عائق ] (اِفا.)
۱- باز دارنده، مانع.
۲- جسمی که حرارت یا جریان برق را از خود عبور ندهد.
(جِ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- آستانه بلند، آستان رفیع.
۲- عنوانی که هنگام خطاب افراد محترم به کار میرود.