اسم

عامل

(مِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) عمل کننده.
۲- کارگزار، کسی که امور مالی یا ملکی کس دیگر را اداره کند.
۳- والی، حاکم.
۴- در قدیم بزرگترین مأمور وصول مالیات.
۵- (اِ.) هر عنصر ریاضی مانند عدد، حرف و عبارت که جزیی از یک حاصل ضرب باشد.
۶- نماینده شرکت، سازمان یا ارگان دیگر برای فروش کالای آن‌ها.

    عاند

    (نِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- ستیز کننده.
    ۲- کسی که از راه راست برگردد و منحرف شود. ج. عواند.

      عانه

      (نَ یا نِ) [ ع. عانه ] (اِ.)
      ۱- موی زهار.
      ۲- پشت زهار، دنبه.

        عالمین

        (لَ) [ ع. ] (اِ.)جِ عالم ؛ جهان‌ها، گیتی‌ها.

          عالی جناب

          (جِ) [ ع. ] (اِمر.)
          ۱- آستانه بلند، آستان رفیع.
          ۲- عنوانی که هنگام خطاب افراد محترم به کار می‌رود.

            عافیت

            (یَ) [ ع. عافیه ]
            ۱- (اِمص.) سلامت، تندرستی.
            ۲- رستگاری.
            ۳- پارسایی.
            ۴- مجازاً محافظه کاری.

              عاق

              (قّ) [ ع. ] (اِفا.)
              ۱- ناخوش دارنده.
              ۲- آزاردهنده پدر و مادر.

                پیمایش به بالا