اسم

طرف

(طُ رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ طرفه ؛ چیزهای تازه و عجیب.

    طرفه

    (طَ فِ) [ ع. طرفه ]
    ۱- (مص ل.) یک چشم به هم زدن.
    ۲- (اِمص.) خونریزی رگ -‌های قرنیه چشم که بر اثر ضربه وارد بر چشم عارض شود.

      طراف

      (طِ) [ ع. ] (اِ.) خرگاه ادیم، خیمه چرمین ؛ ج. طرف.

        طراوت

        (طَ وَ) [ ع. طراوه ]
        ۱- (مص ل.) تر و تازه شدن.
        ۲- (اِمص.) تازگی.

          طرایف

          (طَ یِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- چیزهای لطیف و خوش و پسندیده.
          ۲- مال‌های نو. ج. طریفه.

            طربال

            (طِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- مناره بلند ساخته بر کوه.
            ۲- هر بنای مرتفع.
            ۳- صومعه.

              طرجهاله

              (طَ جَ لِ) [ ع. طرجهاره ] (اِ.)
              ۱- پیاله کوچک.
              ۲- قیف.

                پیمایش به بالا