اسم

طرح

(طَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) انداختن، دور کردن، افکندن.
۲- پیشنهاد کردن.
۳- نقاشی کردن.
۴- طرح اولیه چیزی را برداشتن.
۵- فروختن جنسی به زور به رعایا.
۶- گستردن، پهن کردن.
۷- (مص ل.) کناره گرفتن از کاری.
۸- (اِمص.) بیرون اندازی.
۹- (اِ.) نقاشی.
۱۰ – صورت، پیکر.

    طراده

    (طَ رّ دِ) [ ع. طراده ]
    ۱- (اِفا.) مؤنث طراد.
    ۲- (اِ.) کشتی تندرو.
    ۳- قایق، زورق.
    ۴- علم، درفش.

      طراز

      (~.) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- روش.
      ۲- طبقه، نوع.

        طراز

        (طِ) [ معر. ] (اِ.)
        ۱- نقش ونگار پارچه.
        ۲- حاشیه جامه.
        ۳- زین وبرگ اسب.
        ۴- گستردنی.
        ۵- موی.
        ۶- کارگاه شکرسازی.
        ۷- تار ریسمان.

          طحال

          (طَ) [ ع. ] (اِ.) اسپرز، سپرز؛ یکی از اعضای داخلی بدن انسان که در طرف چپ شکم قرار دارد و کار آن ذخیره کردن گلبول‌های سرخ است.

            طخشیقون

            (طُ) [ معر. ] (اِ.)
            ۱- نام عمومی سم ها؛ زهر.
            ۲- سمی که در قدیم جهت زهرآلود کردن نوک نیزه‌ها و تیرها به کار می‌بردند و امروزه نیز بین قبایل وحشی آفریقای جنوبی و آمریکای جنوبی معمول است و از نوع کورار است.

              طراد

              (طَ رّ) [ ع. ]
              ۱- (ص.) بسیار راننده.
              ۲- (اِ.) کشتی تندرو.
              ۳- جای فراخ.

                طراد

                (طِ) [ ع. ] (اِ.) نیزه کوتاه که با آن شکار کنند.

                  پیمایش به بالا