ضغطه
(ظُ طَ یا طِ) [ ع. ضغطه ] (اِمص.)
۱- فشار.
۲- سختی، تنگی.
۳- رنج، زحمت، مشقت.
۴- کراهت، اکراه.
(ض) [ ع. ]
۱- (ص.) پنهان، مخفی.
۲- (اِ.) مالی که امیدی به وصول آن نرود. غالباً مالی غصب شده که شهود و بینه هم برای آن نباشد، ودیعه و امانتی که حافظ آن در مقام انکار برآید.
(ضَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) پذیرفتن، بر عهده گرفتن وام دیگری را.
۲- (اِمص.) ضمانت.
۳- ملتزم شدن به این که هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد از عهده خسارت برآید.
(ضَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- شکل، نوع.
۲- مانند، همتا. ج. ضرایب.
۳- حروف یا اعداد ثابتی که پیش از یک عبارت جبری نوشته میشود و باید در آن ضرب شود.
۴- کمیتی که ویژگی خاصی از یک ماده یا دستگاه را نشان میدهد و مقدار آن در شرایط معین ثابت است.