اسم

ضظع

(ضَ ظَ) [ ع. ] (اِ.) هشتمین صورت از صور هفتگانه حروف ابجد (ض ظ ع).

    ضعف

    (ضَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) سست شدن، ناتوان گشتن.
    ۲- (اِمص.) سستی، ناتوانی.

      ضعفا

      (ضُ عَ) [ ع. ضعفاء ] (اِ.) جِ ضعیف.

        ضرورت

        (ضَ رَ) [ ع. ضروره ] (اِ.)
        ۱- نیاز، حاجت.
        ۲- اجبار، الزام. ج. ضرورات.

          ضربان

          (ضَ رَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) زدن (مطلق).
          ۲- زدن قلب.
          ۳- (اِمص.) جهش، تپش قلب.

            ضربت

            (ضَ بَ) [ ع. ضربه ]
            ۱- (مص م.) زدن.
            ۲- (اِ.) زخم.

              ضربدر

              (ضَ دَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) نشانه‌ای به شکل دو خط مایل متقاطع (*).

                ضربه

                (ضَ بَ یا بِ) [ ع. ضربه ]
                ۱- (مص م.) زدن، یک بار زدن، ضربت.
                ۲- (اِ.) زخم.
                ۳- آسیب. ج. ضربات.

                  ضربه فنی

                  (~. فَ نّ) (اِمر.)
                  ۱- حالتی در کشتی، که ورزشکاری پشت حریف را به زمین بزند.
                  ۲- حالتی در مشت زنی که ورزشکاری حریف را به زمین اندازد و او نتواند در زمان تعیین شده از جا برخیزد.

                    پیمایش به بالا