صور
[ ع. ] (اِ.) بوق، شاخی که در آن بدمند و از آن صدایی خارج شود.
(رَ) [ ع. صوره ] (اِ.)
۱- سیما، شکل.
۲- رخسار.
۳- پیکره، نقش.
۴- ظاهر.
۵- کیفیت، چگونگی.
۶- فهرست، لیست، سیاهه.
۷- در ریاضی بخشی از یک کسر که در بالای خط کسری نوشته میشود.
۸- چگونگی، کیفیت.
(صَ) [ فر. ] (اِ.) جریانی که از اواخر قرن نوزدهم به منظور ایجاد یک میهن یهودی در فلسطین به وجود آمد. نام این مرام از کوه صهیون (آرامگاه داوود نبی) در اورشلیم گرفته شدهاست.