صور
(صُ وَ) [ ع. ] (اِ.) جِ صورت ؛
۱- نقشها.
۲- قسمها.
(رَ) [ ع. صوره ] (اِ.)
۱- سیما، شکل.
۲- رخسار.
۳- پیکره، نقش.
۴- ظاهر.
۵- کیفیت، چگونگی.
۶- فهرست، لیست، سیاهه.
۷- در ریاضی بخشی از یک کسر که در بالای خط کسری نوشته میشود.
۸- چگونگی، کیفیت.
(~.) [ معر. ] (اِ.) درختی کوچک بومی هند که از قطعات ضخیم چوب آن وسایل چوبی میسازند. نمونههایی از این گیاه از راه ارتباط با ریشه و حتی ساقه گیاهان گوناگون بخشی از دوره زیستی خود را به حالت انگلی میگذرانند.
(صَ دَ) (اِمر.) سندلی، وسیلهای که روی آن مینشینند. ؛ ~ الکتریکی نوعی صندلی فلزی که از آن جریان برق عبور داده و برای اعدام به کار میبرند. ؛ ~ چرخ دار نوعی صندلی دارای چرخ برای افراد معمول و بیمارانی که قادر به حرکت نیستند، ویلچر.
(صَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جعبه بزرگ فلزی یا چوبی که کالای نفیس را در آن گذارند.
۲- محل دریافت یا پرداخت پول در بانک یا هر اداره دیگر. ج. صنادیق. ؛ ~ پست صندوقهایی که در کوچه و خیابان نصب میشود تا مردم پاکتهای محتوی نامه را در آن اندازند. ؛ ~ پستی جعبه کوچک شماره – داری است که در مناطق پستی برای توزیع مراسلات پستی شخصی یا حقوقی یا حقیقی به کار میرود. ؛ ~ بازنشستگی مؤسسهای که مسئولیت پرداخت مستمر حق بازنشستگی را بر عهده دارد. ؛ ~ بین المللی پول سازمان اقتصادی جهانی. ؛ ~ قرض الحسنه مؤسسهای که وام بدون بهره در اختیار مردم قرار میدهد.