صفرت
(صُ رَ) [ ع. صفره ]
۱- (مص ل.) زرد شدن.
۲- (اِمص.) زردی.
(صَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پاک و بی غش شدن.
۲- (اِمص.) پاکیزگی.
۳- خلوص، یکرنگی.
۴- خوشی.
۵- طراوت.
(ص) [ ع. ] (اِ.) پردهای است دوجداره و دارای ترشح مخصوص در بین دو جدار که منضم به اعضای داخل بطن و لگن میباشد، صفاق اصل مزودرمی دارد و لایه مجاور به احشاء آن را صفاق احشایی و لایه مجاور به عضلات شکم را صفاق جداری گویند.
(ص فَ) [ ع. صفه ]
۱- (مص م.) چگونگی کسی یا چیزی را گفتن.
۲- ستودن.
۳- (اِمص.) بیان حال.
۴- چگونگی، چونی.
۵- (اِ.) باطن، معنی.
۶- خلق و خوی.
۷- کلمهای است که به اسم افزوده میشود تا حالت و چگونگی آن را بیان کند. ج. صفات.