صاید
(یِ) [ ع. ] (اِفا.) شکارکننده، شکاری.
(~. جَ) [ ازع. ] (اِ. ص.)
۱- در دوره مغول مأمور تشخیص مالیات و جمع – آوری آن.
۲- در دوره صفویه کسی که مسئول ضبط و تحویل نوعی ازاموال دیوانی بود.
(دِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آن چه که پدید آید.
۲- آن چه که حق ایجاد کرده.
۳- بیرون رونده.
۴- آن چه که از جایی به جایی (داخل مملکت و مخصوصاً خارج آن) فرستاده شود. ج. صادرات.
(~.) [ ع. ] جِ صادره.
۱- آن چه از محلی خارج کنند و به جایی دیگر فرستند.
۲- کالایی که از کشوری به کشور دیگر ارسال شود.
(~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.)فرستنده پیک و قاصد. کسی که وقایع هر جایی را که در آن بوده مینوشت و برای پادشاه میفرستاد.